محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
291
خلاصة الحكمة ( فارسى )
و هيأت تشريح ، مصدّق قول « قرشى » است ؛ به جهت آن كه نفوذ شرائين به داخل قحف از جانب بطن مؤخّر است نه از جانب بطن مقدّم . و [ مويدِ دوم آن كه ] حسّ و حركتِ جميع اعضاء به واسطهء اعصابِ روييده از آن است [ و ] حس ، به واسطهء عصب لين كه آلات و خادم ايصال قوّهء نفسانيهاند به آنها - چنان چه ذكر يافت - . و اعصاب حسّى همه از بطن مقدّم - كه محل حسّ مشترك و خيال است - روييدهاند و اعصاب حركت ، همه از بطن مؤخّر ، كه محل حافظه است . [ فايده ] : و بدان كه بطون دماغ بتمامها « ذى غصون » و « معاطف » و « شكنجاند » ؛ به خلاف زايدتين كه املس صافىاند . و مراد از « غصون » و « بطونِ » آن ، آن است كه بعض اجزاء جرم آن بر هم افتاده [ و ] با شكنج و تزايد باشد كه در هنگام تزايد و تكثّر و انبساطِ ارواح ، تنگى نكند و منبسط گردد و باعث تمديد و الم بسيار نشود . و فايده ديگرِ آن ، نضج روح است به سبب تلبّث در آن و تكيف به مزاج دماغ و مناسبت بدان . [ فايده ] : بدان كه براى دفع فضول دماغى ، دو مجرا و مدفع واقعاند : يكى در بطن مقدّم [ و در ] موضعِ آن دو زايده شبيه به دو سر پستان كه از نفس آن مستخرج مىگردد ماده به سوى انف . و دوم ، در بطنِ اوسط [ در قسمتِ ] قريب به مؤخرِ [ آن ] و ماده اين بطن ، به [ همراه ماده ] بطنِ مؤخر از اين مَمَرّ ، مندفع مىگردد به سوى حنك . و فايده معصره ، مذكور شد . امّا تشريح هر دو چشم : هر يك از آن هر دو مركّب و مؤلّف از عصبِ نورى مجوّف و عضلات و آورده و شرائين و هفت « طبقهء » صلبهء غشائيه و سه « رطوبت » است كه : كرد آفريدگار تعالى ز صنع خويش چشمت به هفت پرده و سه آب ، منقسم صُلب و مَشيمِه شَبَكِه ، زُجاجِيه و جَليد پس عنكبوت و بيض و عِنَب ، قَرن و مُلتَحم